کتاب شیطان در کمینگاه

:. کمین گاه شیطان .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ دشمن وقتى نتوانست از راه هاى ساده و عادى بر حریف خود غالب شود و او را به زمین زند، دنبال کمین گاهى مى گردد، تا در پناه آن و در وقت مناسب ، بر حریف خود حمله کند و ناگهان او را در جاى خود از پاى در آورد و این شگرد خوبى است .
حیوانات براى این که طعمه خود را به آسانى به دست آورند، کمین مى کنند، انسان براى نابودى دشمن خود کمین مى نماید، کمین گاه جاى امنى براى دشمن است ، نزدیک ترین راهى است که انسان و هر حیوانى را به مقصود مى رساند. شیطان هم از این حربه استفاده مى کند و اگر نتوانست از راه عادى و ساده بر انسان غالب شود، باید کمین کند و از این راه به مقصود برسد. کمین گاه شیطان ، مال و ثروت است .
غیاث بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که آن حضرت فرمود: شیطان ، فرزند آدم علیه السلام را در هر چیز مى چرخاند و به هر راهى مى برد – و هر گناهى را به او پیشنهاد مى کند – همین که او را خسته و ناتوان دید، نیرو و توانش را از او گرفته ، در کنار مال و ثروت کمین مى کند و چون انسان به آن جا رسد – که آخرین مرحله شانس شیطان است – ناگهان گریبانش را مى گیرد که دیگر راه فرارى براى او نیست .(۲۴۴)
مقصود این است که مال و ثروت بزرگ ترین کمین گاه شیطان است ؛ زیرا بسیار کم اتفاق مى افتد که انسان به مال و ثروت برسد و او را نفریبد و منحرف نکند. قرآن در این باره مى فرماید:
کلا ان الانسان لیطغى ان راه اسغنى
((چنین نیست که نعمت هاى الهى و مال و ثروت شکرگزارى را براى همیشه در انسان زنده کند، بلکه او مسلما طغیان مى کند، چون خود را مستغنى و بى نیاز مى بیند.))(۲۴۵)
طغیان کردن طبیعت غالب انسان ها است ، طبیعت کسانى که در مکتب عقل و وحى پرورش نیافته اند، آنان وقتى خود را مستغنى مى پندارند، شروع به سرکشى و طغیان مى کنند.
از همین جهت است که پیشواى ششم امام صادق علیه السلام فرمود: سر هر خطاکارى دوستى (و علاقه ) به دنیا است .
چون دنیا انسان را از کسب کمالات و تحصیل آخرت باز مى دارد، او را به پرت گاه مى برد. دوستى مال و ثروت باعث فراموشى خدا و آخرت ، دشمنى با خدا و پیامبران الهى و اولیاى او و مؤمنان مى شود.
حضرت یوسف علیه السلام وقتى گرفتار آن همه بلا و فتنه مى شود و در چنگال زیباترین زنان آن زمان گرفتار مى گردد نمى گوید: خدایا! مرا مسلمان بمیران ، اما وقتى به ریاست و حکومت مى رسد از خدا مى خواهد که حکومت و ریاست و مال و منال ، او را منحرف نکند و بر خداشناسى ثابت قدم بدارد و هنگام مردن مسلمان بمیرد.
حیوانات براى این که طعمه خود را به آسانى به دست آورند، کمین مى کنند، انسان براى نابودى دشمن خود کمین مى نماید، کمین گاه جاى امنى براى دشمن است ، نزدیک ترین راهى است که انسان و هر حیوانى را به مقصود مى رساند. شیطان هم از این حربه استفاده مى کند و اگر نتوانست از راه عادى و ساده بر انسان غالب شود، باید کمین کند و از این راه به مقصود برسد. کمین گاه شیطان ، مال و ثروت است .
غیاث بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که آن حضرت فرمود: شیطان ، فرزند آدم علیه السلام را در هر چیز مى چرخاند و به هر راهى مى برد – و هر گناهى را به او پیشنهاد مى کند – همین که او را خسته و ناتوان دید، نیرو و توانش را از او گرفته ، در کنار مال و ثروت کمین مى کند و چون انسان به آن جا رسد – که آخرین مرحله شانس شیطان است – ناگهان گریبانش را مى گیرد که دیگر راه فرارى براى او نیست .(۲۴۴)
مقصود این است که مال و ثروت بزرگ ترین کمین گاه شیطان است ؛ زیرا بسیار کم اتفاق مى افتد که انسان به مال و ثروت برسد و او را نفریبد و منحرف نکند. قرآن در این باره مى فرماید:
کلا ان الانسان لیطغى ان راه اسغنى
((چنین نیست که نعمت هاى الهى و مال و ثروت شکرگزارى را براى همیشه در انسان زنده کند، بلکه او مسلما طغیان مى کند، چون خود را مستغنى و بى نیاز مى بیند.))(۲۴۵)
طغیان کردن طبیعت غالب انسان ها است ، طبیعت کسانى که در مکتب عقل و وحى پرورش نیافته اند، آنان وقتى خود را مستغنى مى پندارند، شروع به سرکشى و طغیان مى کنند.
از همین جهت است که پیشواى ششم امام صادق علیه السلام فرمود: سر هر خطاکارى دوستى (و علاقه ) به دنیا است .
چون دنیا انسان را از کسب کمالات و تحصیل آخرت باز مى دارد، او را به پرت گاه مى برد. دوستى مال و ثروت باعث فراموشى خدا و آخرت ، دشمنى با خدا و پیامبران الهى و اولیاى او و مؤمنان مى شود.
حضرت یوسف علیه السلام وقتى گرفتار آن همه بلا و فتنه مى شود و در چنگال زیباترین زنان آن زمان گرفتار مى گردد نمى گوید: خدایا! مرا مسلمان بمیران ، اما وقتى به ریاست و حکومت مى رسد از خدا مى خواهد که حکومت و ریاست و مال و منال ، او را منحرف نکند و بر خداشناسى ثابت قدم بدارد و هنگام مردن مسلمان بمیرد.
نوع : pdf
نوع نگارش : فارسی
تعداد صفحات : ۳۳۰
تعداد جلد : ۱
دیدگاه ها